تندیس وارایستاده بردردهکده یی
جایی، روزی، درپادشاهی اقیانوس
و با این نام، همان رفیقه ی شاعرپیر
عصری پرنسیم همچون ظهوردرخلسه ی مهرماه
ورخسارخاموش آرامش و رضایت و غرور
تک واژه یی بی معنی به شگفتی طعم گناه.
غروب نابودی، لرزش دست و نگاه خمارخیال
من و ضربان درود برای ابد با خورشید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر