... برنقشه نقطه یی که قطارها تردید می کنند. *
و معجزه یی بی تردید براین کرانه ی پادشاهی اقیانوس؛
ایستاده بر دوش آواز دیگری:
(دهان دوخته ی من( ناچشیدنی برای ابد طعم زبان تو )
قصه ی ناگفته ی عشق و غبطه ی خورشید و ماه،
خنیای اختران در ظلمت،
سه چرخ غریب بزرگ شده زیر پای تو،
سرانگشت سرانگشت پاک تو،
مهره ی هفت رنگ حزن و طرب؛ پاییز نام تو،
آذر من، آزاد، آزرم، خواهری مرده برای خاطر تو،
مادری دوباره رخ نموده پر از اشک به رخسار تو،
چهار دیوار چهار چرخش نفس؛ این سه نجوا و نیم من...
بانوی قصر سرنوشت های گره خورده؛
نگار پرده پوشیده در غبار،
گذشتی، آرام آرام، شانه به شانه ، بی خبر
و در برج پریشانی گم شدی.
---------------------------------------------------
* Hart Crane: The Bridge