۱۳۹۰ مهر ۱۹, سه‌شنبه

هدیه


هدیه

گریبان چرکتاب از سخره ی سالیان وهم،
انتظار بی پایان ضیافتی از یاد نرفتنی،
غبطه و عشق بی دریغ نسل ها؛
نامعادلات جنون پاشیده بر بستری خشک.

خاطرات باز ایستاده در طلوعی سیاه،
پیچ در پیچ در پیچ دالان قصر سکوت،
خانه یی کاهگلی دقیقه یی پیش از تندر و باران پاییز؛
تعبیر اشتباه شاه بیت، پیش کش چهارچشم الهام.

هزار و دویست گلبرگ پاک اینجاست؛
تک قطره اشک نریخته ی تو،
نا چشیده مانده برای همیشه یک طعم،
کفاره ی کبیره ی اعتراف نکرده ی من.

هیچ نظری موجود نیست: