الف
به تلفظ
آزاده.
دستور سکه زنان زبان:
پنج حرف منفصل،
زیروزبرخط درس و مشق.
عصیان دست مست و بلند شریفی گمنام،
خورشید فام:
خط بی خط، دست دراین دست:
آی و کرشمه ی کلاهش
دامن کشیده بر زمین مهر
غروررهائی ی بادش در سر
قوت جوانی ی شوخی در کمر
غیرت وعده پیری بر پشت
و بازوان گشوده
آب ریزان-دست گیران
ز سینه چاکی-تیر خورده ای
بر خاک زانوان نشانده ای
به اضطراب سرد زبان در کام
خیره چو آفتاب این چشم این خال
جائی میان خاطره ای
غروب بهار و چهارشنبه بازار
جائی در سینه میان آه و کلاه
پا کوبان به شورآمدن یار
بازآن الف یار
بی کلاه اما بی دامن بی آه
ملاح و بادبان و بیرق ناوواژه گمشده ای در کناره های غریبی
آن ناوک قلم
من و راندن این حرف برزبان
الف
به تلفظ آزاده
مقیاس مو شکاف دهانت.
دستت را ده به من
ولی خموش
باش یک گره یک حرف یک قلاب یک مکث در نفس
نشان دخترکی رها شده دروطن.
دستت را بده به من آرام زمزمه ایست
انگاردگرباره نگار بنگر !
چشمیست این خال بوسه زده بر لبت
و پنج حرف متصل؛
نام تو باز برآن خط دست من.
به تلفظ
آزاده.
دستور سکه زنان زبان:
پنج حرف منفصل،
زیروزبرخط درس و مشق.
عصیان دست مست و بلند شریفی گمنام،
خورشید فام:
خط بی خط، دست دراین دست:
آی و کرشمه ی کلاهش
دامن کشیده بر زمین مهر
غروررهائی ی بادش در سر
قوت جوانی ی شوخی در کمر
غیرت وعده پیری بر پشت
و بازوان گشوده
آب ریزان-دست گیران
ز سینه چاکی-تیر خورده ای
بر خاک زانوان نشانده ای
به اضطراب سرد زبان در کام
خیره چو آفتاب این چشم این خال
جائی میان خاطره ای
غروب بهار و چهارشنبه بازار
جائی در سینه میان آه و کلاه
پا کوبان به شورآمدن یار
بازآن الف یار
بی کلاه اما بی دامن بی آه
ملاح و بادبان و بیرق ناوواژه گمشده ای در کناره های غریبی
آن ناوک قلم
من و راندن این حرف برزبان
الف
به تلفظ آزاده
مقیاس مو شکاف دهانت.
دستت را ده به من
ولی خموش
باش یک گره یک حرف یک قلاب یک مکث در نفس
نشان دخترکی رها شده دروطن.
دستت را بده به من آرام زمزمه ایست
انگاردگرباره نگار بنگر !
چشمیست این خال بوسه زده بر لبت
و پنج حرف متصل؛
نام تو باز برآن خط دست من.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر