توانم خواهد بود،
سوفیا ی خمار و دلخسته،
در بازوان تو چه،
"زبانه ی مهر نیاکان در حنجره " ؟
که دوباره از
گل سرخ؟ کدام بو،
کدام قاف، کدام کوه،
کدام خاک، کدام گور؟
توانم خواهد بود،
ای یک هزار نقاب و یکی چهره،
این خط، این نقش، این خون؟
"زبانه ی مهر نیاکان در حنجره " ؟
که دوباره از
گل سرخ؟ کدام بو،
کدام قاف، کدام کوه،
کدام خاک، کدام گور؟
توانم خواهد بود،
ای یک هزار نقاب و یکی چهره،
این خط، این نقش، این خون؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر