۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

تازه از راه رسیده ام، در شبی چنین ناغافل چنین دلپذیر، به میهمانی معرفت کهنه ی دوست، که خود از پیش خویش رفته و از این شهر نامهمان نواز؛ تنهایم گذاشته در پی یک راز.
همان رازی که آن را آن کسی داند که از این رو به آن رویم بگرداند.

هیچ نظری موجود نیست: