رخنه
مچاله از چین و چروک خامی و خردی،
سیاهی بزرگ را تکه کاغذی،
به لکه ی خونی از بکارت تازه رسیده،
و نخوت و شهوت دیر پا،
به تو هدیه می کند --
و آن را در سطلی می کوبم و می روم-- آی امید.
در تمام ایستگاه ها یک بار
هلال ترا در برج پریشانی دیده ام.
۴ نظر:
از اینجا هم می شود به وبلاگها دسترسی پیدا کرد. این هم یک امتحان که می شود نظر هم داد یا نه. از یک راهی هم می آیم که برای همه قابل دسترس است، خیلی سریع نیست ولی بدک هم نیست. البته نفس وجود این فیلتر ها دسترسی طبیعی همگان را محدود می کند. ولی به هر حال اینهم رخنه ایست.
ولی وجه تسمیه رخنه را برای این شعر نفهمیدم.
بطور خلاصه، مجموعه ی هلال در برج پریشانی شامل یک دیباچه ، یک موخره و دوازده شعر اصلی است. در همه ی این اشعار نام شعر بیش از آنکه عنوانی برای ما بقی خطوط باشد، خود خط مستقلی است که باید در فهم کلی شعر در نظر گرفته شود.
از طرف دیگر همه ی این اشعار معما های هستند که لزوما جوابی ندارند و در نتیجه عنوان شعر به تعبیری تنها به پیچیدگی معما
اضافه می کند.
بسیار خوب. پس ترتیب شعر ها احتمالا ترتیب زمانی پدیدارشدن آنها در وبلاگ است. اگر اشتباه می کنم لطفا تصحیح کنید. چه خوب بود اگر امکانات وبلاگ اجازه می داد ترتیب مکانی هم همین باشد (این هم از لوازم وبلاگ است که زمان را در مکان وارونه می کند). حالا هم البته سرندیبی شده و شام آخر در آخر آمده است.
ترتیب انتشار اشعار ترتیب زمانی سرودن آنهاست. اما ترتیب نهایی ظهور آنها در مجموعه که تقریبا بطور کامل منطبق با ترتیب زمانی "وقوع حادثه " در تاریخ شخصی شاعر است، ترتیب دیگری خواهد بود. با این وجود دیباچه "شام آخر" و موخره "شب چهارده" به ترتیب اولین و آخرین شهر سروده شده هم هستند.
ارسال یک نظر